دریافت کد حدیث تصادفی

ماجرای حکمیت (38 هجری قمری) :: وبگاه عالی نیوز

وبگاه عالی نیوز

برای ورود به وبگاه عالی نیوز کافی است به اینترنت دسترسی داشته و آدرس allinews.ir را وارد نمایید

وبگاه عالی نیوز

برای ورود به وبگاه عالی نیوز کافی است به اینترنت دسترسی داشته و آدرس allinews.ir را وارد نمایید

وبگاه عالی نیوز (http://allinews.ir) توجه!
انتشار اخبار ذیل الزاماً به معنای صحت یا تأیید همه مطالب سایتهانیست و بستگی به منابع آنهاهم دارد.
جدید ترین اخبار ایران و جهان از منابع مختلف:
پیوندها
با ابزار اوقات شرعی، کاربرانی که از رایانه یا گوشی های تلفن هوشمند و پیشرفته استفاده می نمایند، مي توانند اوقات شرعی شهر های خود را مشاهده. و درهنگام اذان صبح، ظهر و مغرب نیز، صدای اذان از بلندگوی دستگاه های آنلاین پخش خواهدشد
مراجع

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف: ... و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجةالله عليهم: ... و اما در رخدادهايي كه پيش مي آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم

>>>>>>>>>>اخبار بیشتر از سایر خبرگزاری ها
انتشار اخبار ذیل الزاماً به معنای صحت یا تأیید همه مطالب سایتها نیست و بستگی به منابع آنهاهم دارد .
آخرین نظرات

۳۰ مهر ۹۷ ، ۲۲:۱۳

ماجرای حکمیت (38 هجری قمری)

تاریخ وقوع: 12 صفر

صبح دوازدهم یا سیزدهم ماه صفر سال 38 لشکر امیرالمومنین علیه السلام مهیای جنگ شدند، اما عمروعاص حیله نمود و دستور داد تا قرآن ها را بر نیزه کنند. صفوف جلو لشکر کفر، ورق هایی از قران و در دیگر صفوف هر کس هر چه داشت سر نیزه کرد! و فریاد می زدند: «لا حکم الا لله» منافقین مانند اشعث بن قیس، با تضعیف روحیه لشکر حضرت آنان را به اختیار حکمین ترغیب کردند. هر چه امیرالمومنین فرمودند که این نیرنگ است و من کلام الله ناطق هستم نتیجه نداد، سرانجام قرار شد هر لشکر حکمی از جانب خود معین کند تا حکم ایشان را هر دو طرف بپذیرند.

 معاویه عمرو عاص را معرفی کرد و امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «اگر ناچار هستیم، عبدالله بن عباس و الا مالک اشتر نخعی حکم باشد.»

اشعث و جماعت قرّاء و حافظین که بعداً جزء خوارج شدند راضی به هیچکدام از این دو نشدند و گفتند: فقط عبدالله بن قیس یعنی ابوموسی اشعری. نفاق منافقین نتیجه داد و ابوموسی و عمروعاص در «دومه الجندل» که قلعه ای است بین مدینه و شام جمع شدند و با توجه به عداوتی که هر دو نسبت به اهل بیت علیهم السلام خصوصاً امیرالمؤمنین علیه السلام اشتند و با مکر و حیله عمروعاص حضرت را به ظاهر عزل کردند.

بدین ترتیب فردای آن روز در بین جمعیت ابوموسی به عمرو گفت: تو بایست و معاویه را از امارت خلع کن، تا من هم علی بن ابیطالب علیه السلام را خلع نمایم. عمروعاص گفت: من هرگز بر تو که عامل ابوبکر و عمر بوده ای و در ایمان و هجرت بر من تقدم داشته ای سبقت نمی گیرم! ابن عباس گفت: ابوموسی! پسر نابغه تو را فریب ندهد. ولی او به گفته ابن عباس گوش نداد و ایستاد و انگشتر از دست بیرون کردو گفت: من علی و معاویه را از خلافت عزل نمودم و ساکت شد.

عمروعاص ملعون ایستاد و گفت: مردم شنیدید که ابوموسی، علی را از خلافت عزل کرد من هم او را از خلافت عزل نموده و آن را برای معاویه بن ابی سفیان ثابت می نمایم که سزاوارتر است، و من به عنوان منصوب کردن معاویه، انگشتر به دست می کنم.

حکمین برای عوامفریبی فحش و دشنام بسیاری به هم دادند و دست به گریبان یکدیگر شدند و شریح بن هانی تازیانه ای بر سر عمروعاص زد.

ابوموسی از ترس یاران امیرالمؤمنین علیه السلام به مکه پناهنده شد. امیرالمومنین علیه السلام پس از این واقعه در قنوت نماز ابوموسی و سه نفر دیگر را این گونه لعن می فرمود: «اللهم العن معاویه و عمراً و اباالاعور السلمی و اباموسی الاشعری.»


منبع: تقویم شیعه

۹۷/۰۷/۳۰
ابوعلی تعداد بازدید از این مطلب ۳۷ نفر

ابوموسی اشعری

حکمیت

خوارج

عمروعاص

ماجرا

مالک اشتر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی