دریافت کد حدیث تصادفی

جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا :: وبگاه عالی نیوز

وبگاه عالی نیوز

برای ورود به وبگاه عالی نیوز کافی است به اینترنت دسترسی داشته و آدرس allinews.ir را وارد نمایید

وبگاه عالی نیوز

برای ورود به وبگاه عالی نیوز کافی است به اینترنت دسترسی داشته و آدرس allinews.ir را وارد نمایید

وبگاه عالی نیوز (http://allinews.ir) توجه!
انتشار اخبار ذیل الزاماً به معنای صحت یا تأیید همه مطالب سایتهانیست و بستگی به منابع آنهاهم دارد.
جدید ترین اخبار ایران و جهان از منابع مختلف:
پیوندها
با ابزار اوقات شرعی، کاربرانی که از رایانه یا گوشی های تلفن هوشمند و پیشرفته استفاده می نمایند، مي توانند اوقات شرعی شهر های خود را مشاهده. و درهنگام اذان صبح، ظهر و مغرب نیز، صدای اذان از بلندگوی دستگاه های آنلاین پخش خواهدشد
مراجع

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف: ... و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجةالله عليهم: ... و اما در رخدادهايي كه پيش مي آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم

>>>>>>>>>>اخبار بیشتر از سایر خبرگزاری ها
انتشار اخبار ذیل الزاماً به معنای صحت یا تأیید همه مطالب سایتها نیست و بستگی به منابع آنهاهم دارد .
آخرین نظرات

نتیجه تصویری برای ورود امام به ایران

سالروز ورود تاریخی امام خمینی رحمة الله علیه به ایران (1357ش)

تاریخ وقوع: 12 بهمن

بـا گـسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران ، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوى به عنوان نخست وزیر معرفى و باقى مانده بود.
در این ایام که مصادف با اربعین امام حسین (علیه السلام ) و گسترش ‍ راهپیمائیها و تعارضات مردمى بود، امام (ره ) در پیامى نکات تازه اى را براى هـوشـیـارى مـردم یادآور مى شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمائیها ادامه مى یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونى لرزه بر اندام آخرین بقایاى طاغوت مى اندازد.
صـفـوف مـصـمـم انـسـانـهـاى بـپـاخـاسـتـه و از جان گذشته با عزمى پولادین مى روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگى خواستار انحلال حکومت پهلوى و تشکیل حکومت اسلامى هستند و با شعار "استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى " خط مشى آینده انقلاب را ترسیم مى نماید.
بـدنـبـال گسترش قیام مردمى ، امام (ره ) در پیامى عزم خود را مبنى بر بازگشت به ایران اعلام مى دارد. بختیار که با حمایت آمریکا و به عنوان یک چهره ملى قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله هاى قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان مى یابد و مى کوشد که با قانونى جلوه دادن دولت خود، قـیـام مـردم را سـرکـوب نماید. او مخالفت خود را با بازگشت امام (ره ) اعلام ، و دستور بسته شدن فرودگاههاى کشور را مى دهد. در پى انتشار خبر بـسـتـه شـدن فـرودگـاهـها مردم خشمگین ، به خیابانها ریخته و با تحصن و شعارهاى کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار مى دهند. امام (ره ) در روز پنج شنبه پنج بهمن پس از آنکه از بازگشت ایشان به ایران جلوگیرى شد، ضمن مصاحبه اى فرمود:

مـن از ایـرانیانى که با من همراهى کرده اند متشکرم . من مى خواستم فردا را در میان ملت باشم و هر رنجى که آنها مى برند من هم با آنها باشم . لکن دولت خـائن از این امر مانع شده و همه فرودگاههاى ایران را بست . من پس از باز شدن فرودگاهها، بلافاصله به ایران خواهم رفت و به او خواهم فـهـمـانـد کـه شـمـا غـاصـب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهاى خارجى را نخواهد کرد. بارى اینها باید بدانند که وقت آنکه قـلدرى بـکـنند گذشت . من ملت ایران را به ادامه نهضت دعوت مى کنم و دعوت مى کنم تا این قلدرها را بر جاى خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست نـدهـنـد. مـن از همه ملت ایران تشکر مى کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که بـه مـلت بـرگـردانـم . خـداونـد هـمـه شـمـا را تـوفـیـق بـدهـد، مـلت ایـران بـایـد بـدانـد کـه ایـن شـخـص کـه مـتـکـفـل حـکـومـت شـده اسـت ، بـه ایـل خـودش خـیـانـت مـى کـنـد. آن ایـلى کـه پـشـتـوانه ایران بودند و رضاشاه آنها را از پاى در آورد. این شخص به ایل خودش ، به ملت خودش خیانت مى کند. باید ایل بختیارى بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت مى کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش ‍ بـدانـد که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ایران بدانند که توطئه اى در کار است . از این توطئه باید جلوگیرى شود. این آخرین قدمى است که این خائنین بر یم دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم مى شکنیم و پیش شما مى آییم و آنها را به جاى خودشان خواهیم نشاند.
از امام (ره ) سؤ ال شد: چه وقت تصور مى کنید که خواهید توانست به ایران بروید؟ فرمود:
فـر وقـت کـه مـنـع بـرداشـتـه شـود و فـرودگـاهها باز شود من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقاى خودم و همراه جوانهاى ایران بریزد. ما از این هیچ با یک نداریم و سرافرازى اسلام و ایران را مى خواهیم .
از ایشان سؤ ال شد: آیا توصیه مى کنید که مردم با برداشتن سلاح فرودگاه را براى بازگشت شما باز کنند؟ امام خمینى پاسخ دادند:
عجالتا بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح بکنم . هر وقت صلاح دیدم این امر را مى کنم و به آنها مى فهمانم که چه باید بکنند.
از امام (ره ) سؤ ال شد: ممکن است به یک فرودگاه کشور نزدیک ایران بروید و از آنجا عازم ایران شوید؟ ایشان پاسخ دادند:
باید مطالعه شود.
پـرسـیـده شد: با توجه به اینکه بازگشت شما ممکن است باعث خونریزیهاى بیشتر شود، آیا باز هم اصرار به بازگشت خواهید داشت ؟ امام خمینى فرمودند:
من باید پیش برادرهایم باشم .
وى در پاسخ به این پرسش که آیا این آغاز یک جهاد جدید است ؟ فرمود: ممکن است .
بـخـتـیـار مـدعى مى شود که به امام (ره ) نزدیک شده و قرار ملاقات با ایشان دارد. امام بلافاصله ادعاى وى را تکذیب و عموم را از فریبکاریهاى او برحذر داشتند. در همین زمان رئیس شوراى سلطنت در پاریس ضمن استعفا اعلام کرد که شوراى سلطنت غیر قانونى است .
تحصن در دانشگاه تهران
بـازمـانـدگـان رژیم ، بازگشت امام (ره ) را به مصلحت خود نمى دانستند، لذا در صدد بر آمدند که مانع از انجام این کار شوند. مسئله مراجعت رهبر در راءس ‍ هـمـه مـسـائل قـرار گـرفـت و اولیـن خـواسـت اجـتـمـاعـات و تـظـاهـرات عـظـیـم گـردیـد. مـسـجـد دانـشـگـاه تـهـران بـه مـرکـز ثـقـل ایـن تـقـاضـا تـبـدیـل شـد. تـحصن علما و روحانیون و مدرسین حوزه ها در دانشگاه تهران مبارزه را شدیدتر کرد. اولین اعلامیه اى که روحانیون درباره علت تحصن صادر کردند، به این شرح است :
((بسمه تعالى
ملت مسلمان ایران ! حکومت غیر قانونى و غاصب شاپور بختیار در بى شرمى و اهانت به حیثیت ملت ایران روى پیشانیان نوکر صفت خود را سفید کرد.
در روز جمعه 6 بهمن در تهران و تبریز و رشت و گرگان و آبادان و سنندج و بعضى شهرستانهاى دیگر دست به کشتارهاى فجیع و وحشیانه زد و بـا بستن فرودگاههاى کشور بر روى رهبر محبوب ملت ، آیه الله العظمى امام خمینى (دام ظله ) احساسات پاک مردم شرافتمند ایران را که با قلبى لبریز از عشق و دیدگانى پر از اشک شوق در انتظار مقدم فرخنده رهبر عظیم الشاءن خود بود، سخت جریحه دار ساخت و خشم سهمگین ملت ایران را کـه ریـشـه او و اربـابـانـش را خـواهـد سـوخـت ، بـیـش از پـیـش بـرانـگـیـخـت . ایـن جـانـبـان بـه عـنـوان اعـتـراض بـه اعـمـال ضـد انسانى دولت غیر قانونى بختیار از ساعت 9 صبح روز یکشنبه 8 بهمن ماه جارى تا بازگشت آیه الله العظمى امام خمینى (دام ظله ) به وطـن ، بـه آغـوش پـر از مـهـر مـلت ، در مـسـجـد دانـشـگـاه تـهـران تـحـصـن اخـتـیـار مـى کـنـیـم و از ایـن مـحـل مـقـدس در کـنـار بـرادران دانـشـجوى خود نداى حق طلبانه خود را به گوش جهانیان خواهیم رساند. برقرار باد جمهورى اسلامى به رهبرى امام خمینى .
روحانیون متحصن مسجد دانشگاه تهران 29 صفر 1399/8/بهمن /1357
سرانجام این تحصن و دیگر وقایع روزهاى بعد، دولت غیر قانونى بختیار را مجبور به گشودن فرودگاهها کرد.
پر شکوه ترین استقبال تاریخ
پـس از فـرار شـاه (مـعـدوم )، هـمـه مـلت مـنـتـظـر بـازگـشـت امـام خـمـیـنـى (ره ) بـودنـد. بـراى مـردم آمـدن امـام (ره ) پـیـروزى بزرگى بود و براى تـشـکـیـل حـکـومـت اسـلامـى حضور ایشان را الزامى مى دانستند. قبلا دولت بختیار سعى داشت این بازگشت را با تاءخیر مواجه کند و نظر این بود که دولت سوسیال دمکرات بختیار فرصت پیدا کند و بر اوضاع مسلط گردد و به همین علت امام (ره ) مى خواست هر چه زودتر در تهران باشد. کارکنان اعـتـصـابـى رادیـو تـلویـزیـون اعـلام کـردنـد بـراى ضـبـط و پـخـش مـسـتـقـیـم مـراسـم آمـاده انـد. فـرودگـاه مـهـرآبـاد آمـاده استقبال از پرواز انقلاب بود.
سرانجام روزنامه هاى عصر 11 بهمن خبر دادند ((امم فردا در تهران است )).
اما قطعى نبود. از دیگر شهرها هم هزاران نفر به تهران آمده بودند.
روز بعد به ناگاه بلندگوها خبر دادند هواپیماى ایرفرانس حامل امام (ره ) به تهران نزدیک یم شود. فرستند تلویزیون آماده پخش مستقیم مراسم اسـتـقـبـال بـود و لحـظـه ورود ایـشـان را بـه مـعـرض نـمـایـش گـذاشـت . کـه نـاگـهـان بـا اشغال تلویزیون توسط گارد برنامه سیما قطع و سرود شاهنشاهى پخش ‍ شد که این امر خشم عمومى را برانگیخت .
امام (ره ) اولین سخنان خود را در فرودگاه مهرآباد با تشکر از ملت ایران آغاز کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر مى کنم . عواطف ملت ایران به دوش من بار گرانى است که نمى توانم جبران کنم . من از طبقه روحانیون که در این قـضـایـاى گـذشـتـه جـانـفـشـانـى کـردنـد، تـحـمـل زحـمـات کـردنـد، از طـبـقـه دانـشـجـویـان کـه در ایـن مـسـائل مـصـائب دیـدنـد، از طـبـقـه بـازرگـانـان و کـسـبـه کـه در زحـمـت واقـع شـدنـد، از جـوانـان بـازار و دانـشـگـاه و مـدارس عـلمـى کـه در ایـن مـسـائل خون دادند، از اساتید دانشگاه ، از دادگسترى ، قضات دادگسترى ، وکلاى دادگسترى ، از همه طبقات ، از کارمندان ، از کارگران ، از دهقانان ، از هـمـه طـبـقـات مـلت تـشـکـر مـى کـنـم . آن زحـمـتـهـاى فـوق العـاده شـمـاسـت کـه بـا وحـدت کـلمـه پـیـروز شـدیـد، البـتـه در قـدم اول ، پـیـروزى شـمـا یـک قدم است الآن و آن اینکه خائن اصلى را که محمدرضا نام دارد، از صحنه کنار زده اید. گر چه گفته مى شود که در خارج از کـشـور بـه دسـت و پـا افـتـاده اسـت و حـالا کـه اربـابـهـا هـم دسـت رد بـر سـیـنـه او زده انـد و او را راه نـمـى دهـنـد، حـالا مـتـوسـل شـده بـه بـعـضـى از هـم جـنـسـهـاى خـودش شـایـد بـتـوانـد بـاز راهـى پـیـدا کـنـد و ایـن یـک خـیـال خـامـى اسـت کـه بـعـد از پـنـجـاه سـال خـیـانـتـهـاى ایـن سـلسـله و بـعـد از سـى و چـنـد سال جنایات و خیانات این شخص خائن به این مملکت که مملکت ما را به عقب راند، مملکت ما را فرهنگش را فرهنگ استثمارى کرد ، زراعتش را به باد فنا داد خزاینش را به باد فنا داد، مملکت را ویران کرد، جندى او و ارتش او را تابع ارتش غیر کرد، تابع مستشاران غیر کرد و اینها تاءسفاتى است که مـا داریـم و مـلت ما دارند. ما پیروزیمان وقتى است که دست این اجانب از مملکت مان کوتاه شود و تمام ریشه هاى رژیم سلطنتى از این مرزوبوم بیرون بـرود هـمـه رانـد بـشـونـد و ایـن کـارهـا و چـیـزهـایـى کـه اخـیـرا واقـع مـى شـود و دسـت و پـا مـى زنـنـد عمال اجانب که یا شاه را برگردانند، یعنى شاه سابق و یا رژیم دیگرى و یا رژیم سلطنتى را حفظ کنند، این مطلب را باید بدانند که گذشته است مطلب و این طور مسائل را که شما پیش ‍ مى آورید دست و پایى بیش نیست و اگر چنانچه تسلیم ملت نشوید، ملت شما را به جاى خود مى نشاند.
ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزى تا اینجا به واسط وحدت کلمه بوده است . وحدت کلمه مسلمین ، همه ، وحدت کلمه اقلیتهاى مذهبى با مسلمین ، وحدت دانشگاه و مدرسه علمى ، وحدت طبقه روحانى و جناح سیاسى . باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمز پیروزى است و این رمز پیروزى را از دست ندهیم و خداى تبارک و تعالى سلامت و عزت همه شما را طالب و از خداى تبارک و تعالى قطع دست اجانب و ایادى وابسته به آنها را خواهان هستم .
امـام (ره ) از فـرودگـاه مـسـتـقـیـمـا بـه بـهـشـت زهـرا رفـتـنـد. دریـایـى از انـسـانـهـا هـه جـا مـوج مـى زد و اتـومـبـیـل یـا کـنـدى مـى تـوانـسـت حـرکـت کـنـد. سـاعـتـهـا طـول کـشـیـد تـا ایـن فـاصـله طـى شـد. اتـومـبـیـل حـامـل امـام را دهـهـا مـوتـور سـوار حـفـاظـت مـى کـرد. بـر سـقـف آن جـوانـان عـضـو کـمـیـتـه استقبال قرار داشتند و از مردم در خواست مى کردند که راه را باز نمایند. صدها خبرنگار و عکاس در جلو، با اتومبیلهاى دیگر عکس مى گرفتند تا هر چـه زودتـر این حادثه تاریخى را مخابره نمایند. جمعیت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را بین 4 تا 8 میلیون نـفـر یـعـنـى ، بـیـش از جـمـعـیـت آن زمـان تـهـران تـخـمـیـن زدنـد. دهـها هزار نفر از شهرهاى مختلف کشور به تهران آمده بودند تا از تهرانیها در این اسـتـقـبـال عـقـب نـمانند. ورود اتومبیل حامل امام (ره ) به بهشت زهرا امکان پذیر نبود لذا از هلیکوپتر استفاده شد. امام (ره ) در بهشت زهرا و در جایى که هزاران شهید خفته اند به فریاد آمد و فرمود:
((من به پشتیبانى این ملت دولت تعیین مى کنم ، من تو دهن این دولت مى زنم .))
فـریـاد الله اکـبـر به آسمان بلند شد... این فریاد میلیونها مردمى بود که حق خود مى دانستند که حکومت را خود برگزینند و اینک در مقام آن بودند تـا بـا انـقـلاب قـدرت سـیـاسى را به دست گیرند. ایشان در این سخنرانى ، که یکى از پرجمعیت ترین اجتماعات تاریخ بود، غیر قانونى بودن رژیـم سـلطـنـت پـهـلوى را بـا اسـتدلال مطرح کردند و مصایبى که مستقیما ناشى از رژیم طاغوتى است بر شمردند و خطوط آینده انقلاب را ترسیم نمودند.
سخنرانى امام در بهشت زهرا
بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت مصیبتها دیده ایم . مصیبتهاى زنهاى جوان مرده ، مردهاى اولاد از دست داده ، طفلهاى پدر از دست داده .
مـن وقتى چشمم به بعضى از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند مى افتد، سنگینى در دوشم پیدا مى شود که نمى توانم تاب بیاورم . من نمى تـوانـم از عـهـده ایـن خـسـارات کـه بـر ملت ما وارد شده است بر آیم . من نمى توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خداى تـبـارک و تعالى باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهاى فرزند از دست داده تسلیت عرض مى کنم و در غم آنها شریک هستم . من به پدرهاى جوان داده تسلیت عرض مى کنم . من به جوانهایى که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند، تسلیت عرض مى کنم .
خـوب ، مـا حـساب بکنیم که این مصیبتها براى چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه مى گفت و چه مى گوید که از آن وقتى که صداى ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد؟ ملت ما چه مى گفتند که مستحق این عقوبات شدند؟ ملت ما یک مطلبش این بو که این سلطنت پهلوى از اول کـه پـایه گذارى شد، بر خلاف قوانین بود. آنهایى که در سن من هستند، مى دانند و دیده اند که مجلس مؤ سسان که تاءسیس شد با سرنیزه تـاءسـیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس مؤ سسان . مجلس مؤ سسان را با زور سرنیزه تاءسیس کردند و با زور، وکلاى آن را وادار کردند به ایـنـکـه بـه رضـاشـاه راءى سـلطـنـت بـدهـنـد. پـس ایـن سـلطـنـت از اول یـک امـر بـاطـلى بـود، بـلکـه اصـل رژیـم سلطنتى از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلى است و خلاف حقوق بشر است . براى اینکه ما فرض مى کنیم که یک ملتى تمامشان راءى دادند که یک نفرى سلطان باشد، بسیار خوب ، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، راءى آنها بـراى آنـها قابل عمل است ، لکن اگر چنانچه یک ملتى راءى دادند (ولو تمامشان ) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد ، این به چه حقى ملت پـنـجـاه سـال از ایـن ، سـرنـوشـت مـلت بـعـد را مـیـهـن مـى کـنـد؟ سرنوشت هر ملتى به دست خودش است ما در زمان سابق ، فرض ‍ بفرمایید که زمان اول قاجاریه نبودیم ، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمى تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که راءى مثبت دادند بـر آغـا مـحمد خان قاجار و آن سلاطینى که بعدها مى آیند. در زمانى که ما بودیم و زمان سلطنت احمد شاه بود، هیچ یک از ما زمان آغا محمد خان را ادراک نکرده ، آن اجداد ما که راءى دادند براى سلطنت قاجاریه ، به چه حقى راءى دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟ سرنوشت هر ملت دست خودش است . مـلت در صـد سـال پـیـش از ایـن ، صـد و پـنـجاه سال پیش از این ، یک ملتى بوده ، یک سرنوشتى داشته است و اختیارى داشته ولى او اختیار ماها را نـداشـتـه اسـت کـه یـک سـلطـانـى را بـر مـا مـسـلط کـنـد. مـا فـرض مـى کـنـیـم کـه ایـن سـلطـنـت پـهـلوى ، اول که تاءسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس مؤ سسان را هم به اختیار مردم تاءسیس کردند و این اسباب این مى شود که بر فرض اینکه این امر بـاطـل صـحـیـح بـاشـد فـقط رضاخان سلطان باشد آن هم بر اشخاصى که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتى که الآن بـیـشـتـرشـان بـلکه الا بعض قلیلى از آنها ادراک آن وقت را نکرده اند، چه حقى داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؟ بنابراین سـلطـنـت مـحمد رضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاءسیس شده بود مجلس ، غیر قانونى بوده ، چه حقى آنها داشـتـنـد کـه بـراى مـا سـرنـوشـت مـیـن کـنـنـد؟ هـر کـس سـرنـوشـتـش بـا خـودش اسـت ، مـگـر پـدرهـاى مـا ولى ما هستند؟ مگر آن اشخاصى که در صد سـال پـیـش از ایـن ، هـشـتـاد سـال پـیـش از ایـن بـودنـد ، مـى توانند سرنوشت یک ملتى را که بعدها وجود پیدا مى کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیـل کـه سـلطنت محمد رضا سلطنت قانونى نیست . علاوه بر این ، این سلطنتى که در آن وقتى درست کرده بودند و مجلس ‍ مؤ سسان هم ما فرض کنیم کـه ، صـحیح بوده است ، این ملتى که سرنوشت خودش با خودش باید باشد. در این زمان مى گوید که ما نمى خواهیم این سلطان را وقتى که اینها راءى دادنـد بـه اینکه ما سلطنت رضا شاه را، سلطنت محمد رضا شاه را، رژیم سلطنتى را نمى خواهیم ، سرنوشت اینها با خودشان است . این هم یک راه است از براى اینکه سلطنت او باطل است .
حـالا مـى آیـم سـراغ دولتـهـایـى کـه نـاشـى شـده از سـلطـنـت مـحـمـدرضـا و مـجـلسـهـایـى کـه مـا داریـم . در تـمـام طـول مـشـروطیت الا بعضى از زمانها آن هم نسبت به بعض از وکلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وکلا، شما الآن اطلاع دارید که در این مجلسى که حالا هـسـت ، چـه مـجـلس شـورا و چـه مـجـلس سـنـا و شـمـا مـلت ایـران هـسـتـیـد، شـمـا مـلتـى هـسـتـیـد کـه در تـهـران مـسـکـنـى داریـد مـن از شـمـا مردم تهران سـئوال مـى کـنـم کـه آیـا این وکلائى که در مجلس ‍ هستند چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما که اینها را خودتان تعیین کنید؟ اکثر این مردم مى شناسند این افرادى را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند؟ یا این هم با زور تعیین شده ، بدون اطلاع مردم ؟ مـجـلسـى کـه بـدون اطـلاع مـردم است و بدون رضایت مردم است ، این مجلس ، مجلس غیر قانونى است . بنابر این اینهایى که در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینکه حقوق هر - فرض کنید که - وکیلى اینقدر است ، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهایى هم که در مجلس سنا هستند، آنها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتى که ناشى مى شود از یک شاهى که خودش و پدرش غیر قانونى است ، خودش علاوه بـر او غیر قانونى است ، وکلایى که تعیین کرده است غیر قانونى است ، دولتى که از همچون مجلسى سلطانى انشاء بشود، این دولت غیر قانونى است . این ملت حرفى را که داشتند در زمان محمد رضا خان مى گفتند که این سلطنت را ما نمى خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست .
در حـالا هـم مـى گویند که ما این وکلا را غیر قانونى مى دانیم ، این مجلس سنا را غیر قانونى مى دانیم ، این دولت را غیر قانونى مى دانیم آیا کسى کـه خـودش از نـاحـیه مجلس ، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونى هستند، مى شود که قانونى باشد؟ ما یم گوییم کـه شـمـا غـیـر قـانـونـى هـسـتـیـد بـایـد بـرویـد. مـا اعلام مى کنیم که الآن دولتى که به اسم دولت قانونى خودش را معرفى مى کند، حتى خودش قـبـول نـدارد کـه قـانـونـى اسـت ، خـودش تـا چـنـد سـال پـیـش از ایـن ، تـا آن وقـتـى کـه دسـتـش نـیـامـده بـود ایـن وزارت ، قـبول داشت که غیر قانونى است ، حالا چه شده است که مى گوید من قانونى هستم ؟ این مجلس غیر قانونى است ، از خود وکلا بپرسید که آیا شما را مـلت تـعـیـین کرده است ؟ هر کدام ادعا کردند که ملت تعیین کرده است ، ما دستشان را مى دهیم دست یک نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش ، در حوزه انـتـخـابیه اش از مردم سئوال مى کنیم که این آقا آیا وکیل شما هست ، شما او را تعیین کرده اید؟ حتما بدانید که جواب آنها نفى است . بنابراین آیا یک مـلتـى کـه فـریـاد مـى کـنـد که ما این دولت مان ، این شاه مان ، این مجلس بر خلاف قوانین است و حق شرعى و حق قانونى و حق بشرى ما این است که سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید براى ما درست بکنند در تهران ، یک قبرستان هم در جاهاى دیگر؟
من باید عرض کنم که محمدرضاى پهلوى ، این خائن خبیث براى ما رفت ، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستانهاى ما را آبـاد کـرد. مـملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الآن خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حـال اول بـرگـردانیم ، سالهاى طولانى با همت همه مردم ، نه یک دولت این کار را مى تواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را مى توانند بـکـنـنـد، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمى توانند این به هم ریختگى اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه کنید، به اسم اینکه ما مى خواهیم زراعـت را دهقانها را دهقان کنیم ، تا حالا رعیت بودند و ما مى خواهیم حالا دهقانشان کنیم ، اصلاحات ارضى درست کردند، اصلاحات ارضیشان بعد از این مـدت طـولانى به اینجا منتهى شد که بکلى دهقانى از بین رفت . بکلى زراعت ما از بین رفت و الآن شما در همه چیز محتاجید به خارج ، یعنى محمدرضا ایـن کـار را کرد تا بازار درست کند از براى آمریکا و ما محتاج به او باشیم در اینکه گندم از او بیاوریم ، برنج از او بیاوریم ، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل که دست نشانده آمریکاست ، بیاوریم .
بنابراین کارهایى که این آدم کرده به عنوان اصلاح ، این کارها خودش افساد بوده است . قضیه اصلاحات ارضى یک لطمه اى بر مملکت ما وارد کرده است که تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم ، مگر همه ملت دست به هم بدهند و کمک کنند تا سالهایى بگذرد و جبران بشود این مـعـنـا. فـرهـنـگ مـا را یـک فـرهـنـگ عـقـب نـگهداشته درست کرده است ، فرهنگ ما را این عقب نگهداشته بطورى که الآن جوانهاى ما تحصیلاتشان در اینجا تـحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتى در اینجا یک نیمه تحصیلى کردند آن هم با این مصیبتها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خـارج تـحـصـیـل کـنـنـد. مـا پـنـجـاه سـال اسـت ، بـیـشـتـر از پـنـجـاه سـال اسـت دانـشـگـاه داریـم و قـریـب سـى و چـنـد سال است که این دانشگاه را داریم ، لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده ، رشد انسانى ندارد، تمام انسانها و نیروى انسانى ما را از بین برده است این آدم .
ایـن آدم به واسطه نوکرى که داشته ، مراکز فحشا درست کرده ، تلویزیونش ‍ مرکز فحشاست رادیویش بسیارش فحشاست ، مراکزى که اجازه دادند بـراى ایـنـکـه بـاز باشد، مراکز فحشاست . اینها دست به دست هم دادند. در تهران مرکز مشروب فروشى بیشتر از کتابفروشى است ، مراکز فساد دیگر الى ما شاءالله است . براى چه ؟ سینماى ما مرکز فحشاست . ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم . ما با رادیو مخالف نیستیم مـا بـا فـحشا مخالفیم . ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزى که در خدمت اجانب براى عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروى انسانى ماست ، با آن مخالفیم .
ما کى مخالفت کردیم با تجدد، با مراتب تجدد؟ مظاهر تجدد وقتى که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران ، مرکز چیزى که باید از آن اسـتـفـاده تـمـدن بکنند ما را به توحش کشانده است . سینما یکى از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم ، در خدمت تربیت این مردم باشد و شـمـا مـى دانـیـد که جوانهاى ما را اینها به تباهى کشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم . اینها به همه معنا خیانت کردند به مملکت ما.
و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریکا و غیر از آمریکا دادند. آنى که به آمریکا دادند، عوض چه گرفتند؟ عوض ، اسلحه براى پایگاه درسـت کـردن بـراى آقاى آمریکا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه براى آنها درست کردیم . آمریکا با این حیله که این مرد هم دخالت داشت ، با این حیله نفت را از مـا بـرد و بـراى خـودش در عـوض پـایـگـاه درسـت کـرد یـعـنـى اسـلحـه آورده ایـنـجـا کـه ارتـش مـا نـمـى تـوانـد ایـن اسـلحـه را استعمال بکند، باید مستشارهاى آنها باشند، باید کارشناسهاى آنها باشند.
این هم از ناحیه نفت که این نفت ما را اگر چند سال دیگر خداى نخواسته این عمر پیدا کرده بود عمر سلطنتى پیدا کرده بود، مخازن نفت ما را تمام کرده بود. زراعت مان را هم که تمام کرده ، این ملت بکلى ساقط شده بود و باید عملگى کند براى اغیار. ما که فریاد مى کنیم از دست این ، براى این است . خـونـهـاى جـوانـهـاى مـا بـراى ایـن جـهـات ریـخـتـه شـده ، بـراى ایـنـکـه آزادى مـى خـواهـیـم مـا. مـا پـنـجـاه سـال اسـت کـه در اخـتـناق بسر بردیم ، نه مطبوعات داشتیم ، نه رادیوى صحیح داشتیم ، نه تلویزیون صحیح داشتیم ، نه خطیب مى توانست حرف بزند، نه اهل منبر مى توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت مى توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یک از اقشار ملت کارشان را مى توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقى است و باقى بود و الان هم باز نیمه حشاشه او که باقى است ، نیمه حشاشه این اخـتناق هم باقى است . ما مى گوییم که خود آن آدم ، دولت آن آدم ، مجلس آن آدم ، تمام اینها غیر قانونى است و اگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاکمه بشوند و ما آنها را محاکمه مى کنیم .
مـن دولت تـعـیـیـن مى کنم ، من تو دهن این دولت مى زنم ، من دولت تعیین مى کنم ، من به پشتیبانى این ملت دولت تعیین مى کنم ، من به واسطه این که مـلت مـرا قـبـول دارد (تـکـبـیـر حضار) این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ‍ ندارد، فقط آمریکا از این پشتیبانى کرده و فرستاده به ارتش دستور داده که از او پشتیبانى بکنید، انگلیس هم از این پشتیبانى کرده و فرستاده به ارتـش ‍ دسـتور داده که از او پشتیبانى بکنید، انگلیس هم از این پشتیبانى کرده و گفته است که باید از این پشتیبانى بکنید. یک نفر آدمى که نه ملت قـبـولش دارنـد نه هیچ یک از طبقات ملت از هر جا بگویید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند که مى آورند توى خیابانها، از خودشان هست ایـن اشـرار، فـریـاد هـم مـى کـنـند، از این حرفها هم مى زنند، لکن ملت این است ، این ملت است (اشاره به حضار). مى گوید که در یک مملکت که دو تا دولت نـمـى شـود. خـوب واضـح است این ، یک مملکت دوتا دولت ندارد لکن دولت غیر قانونى باید برود، تو غیر قانونى هستى ، دولتى که ما مى گوییم ، دولتى است که متکى به آراى ملت است ، متکى به حکم خداست ، تو باید یا خدا را انکار کنى یا ملت را. باید سر جایش بنشیند این آدم و یا اینکه به امر آمریکا و اینها وادار کند یک دسته اى از اشرار را این ملت را قتل عام کند.

ما تا هستیم نمى گذاریم اینها سلطه پیدا کنند، ما نمى گذاریم اینها سلطه پیدا کنند، ما نمى گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلمهاى سـابـق ، مـا نـخواهیم گذاشت که محمد رضا برگردد. اینها مى خواهند او را بر گردانند، بیدار باشید اى مردم ! بیدار باشید، نقشه دارند مى کشند، سـتاد درست کرده مرد یکه در آنجایى که هست ، روابط دارند درست مى کنند، مى خواهند دوباره ما را بر گردانند به آن عهدى که همه چیزمان اختناق در اخـتـنـاق بـاشـد و همه هستى ما به کام آمریکا برود. ما نخواهیم گذاشت ، تا جان داریم نخواهم گذاشت و من از خداى تبارک و تعالى سلامت همه شما را خـواسـتـار هـسـتـم و مـن عـرض مى کنم بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتى که اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آراى مردم ، مجلس سنا درست بکنیم و دولت اول را، دولت دایمى را تعیین بکنیم .
و نـم باید یک نصیحت به ارتش بکنم و یک تشکر از یکى از ارکان ارتش یک قشرهایى از ارتش . اما آن نصیحتى که مى کنم این است که ما مى خواهیم که شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت مى کشیم ماها خون دادیم ، ماها جوان دادیم ، ماها حیثیت و آبرو دادیم ، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، مى خواهیم کـه ارتـش مـا مـسـتـقـل بـاشـد. آقـاى ارتـشـبـد! شـمـا نـمـى خـواهـیـد؟ شـمـا نـمـى خـواهـیـد مـسـتـقـل بـاشـیـد؟ آقـاى سـرلشـکـر! شـمـا نـمـى خـواهـیـد مستقل باشید، شما مى خواهید نوکر باشید؟
مـن بـه شـمـا نـصـیـحـت مـى کـنـم کـه بـیـایـیـد در آغـوش مـلت ، هـمـان کـه مـلت مـى گـویـد بـگـویـیـد مـا بـاى مستقل باشیم ، ملت مى گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهاى آمریکا و اجنبى باشد شما هم بیایید ما براى خاطر شما این حـرف را مـى زنـیـم ، شـمـا هـم بـیـایـیـد بـراى خـاطـر خـودتـان ایـن حـرف را بـزنـیـد، بـگـویـیـد مـا مـى خـواهـیـم مـسـتـقـل بـاشـیـم ، مـا نـمـى خـواهـیـم ایـن مـسـتـشـارهـا بـاشـنـد مـا کـه ایـن حـرف را مـى زنـیـم کـه ارتـش بـایـد مـسـتـقـل بـاشـد، جـزاى مـا ایـن اسـت کـه بـریـزیـد تـو خـیـابـان خـون جـوانـهـاى مـا را بـریـزیـد کـه چـرا مـى گـویـیـد مـن بـایـد مستقل باشم ؟! ما مى خواهیم تو آقا باشى .
و امـا تـشکر مى کنم از این قشرهایى که متصل شدند به ملت ، اینها آبروى خودشان را آبروى کشورشان را، آبروى ملتشان را اینها حفظ کردند. این درجـه دارهـا، هـمـافرها، افسرهاى نیروى هوایى ، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهایى که در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تکلیف شرعى ، ملى ، کشورى خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانى از نهضت اسلامى ملت را کرده اند ، ما از آنها تشکر مى کنیم و بـه ایـنهایى که متصل نشدند مى گوییم که متصل بشوید به اینها، اسلام براى شما بهتر از کفر است ، ملت براى شما بهتر از اجنبیاست . ما براى شـمـا مـى گـویـیـم ایـن مـطـلب را، شـمـا هـم بـراى خـودتـان ایـن کـار را بـکـنـیـد. رهـا بـکـنـیـد ایـن را، خـیـال نکنید که اگر رها کردید ما مى آییم شما را به دار مى زنیم . این چیزهایى است که شماها یک انسان دیگر درست کرده اند و الا این همافرها و این درجـه دارهـا و ایـن افـسـرهاى که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ مى کنیم و ما مى خواهیم که مملکت ، مملکت قوى باشد، ما مى خواهیم که مملکت دارى یک نظام قدرتمند باشد، ما نمى خواهیم نظام را به هم بزنیم ، ما مى خواهیم نظام محفوظ باشد ، لکن نظام ناشى از ملت در خدمت ملت ، نه نظامى که دیگران سرپرستى اش را بکنند و دیگران فرمان به آن بدهند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
توضیح امام : مقصود من از مجلس سنا مجلس مؤ سسان بود، نه مجلس ‍ سنا.
مجلس سنا اصلش یک رف مزخرفى است و همیشه بوده.

۹۷/۱۱/۱۲
ابوعلی تعداد بازدید از این مطلب ۷۹ نفر

الله اکبر

تسلیت

جاءالحق

دهه فجر

ذهق الباطل

رژیم پهلوی

مجلس مؤسسان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی