وبگاه عالی نیوز

برای ورود به وبگاه عالی نیوز کافی است به اینترنت دسترسی داشته و آدرس allinews.ir را وارد نمایید

وبگاه عالی نیوز

برای ورود به وبگاه عالی نیوز کافی است به اینترنت دسترسی داشته و آدرس allinews.ir را وارد نمایید

وبگاه عالی نیوز (allinews.ir) توجه!:
انتشار اخبار ذیل الزاماً به معنای صحت یا تأیید همه مطالب سایتهانیست و بستگی به منابع آنها دارد.
در صورت رعایت فاصله زمانی مناسب، با هر مرحله ورود به وبگاه عالی نیوز؛ به اخبارجدیدتری دسترسی خواهید داشت!
مراجع

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف: ... و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجةالله عليهم: ... و اما در رخدادهايي كه پيش مي آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم

>>>>>>>>>>اخبار بیشتر از سایر خبرگزاری ها
انتشار اخبار ذیل الزاماً به معنای صحت یا تأیید همه مطالب سایتها نیست و بستگی به منابع آنهاهم دارد .
آخرین نظرات

 

تاریخ وقوع: 20دی

موقعیت ژئوپلتیک ایران به خاطر همسایگى با روسیه و ترکیه و راه دستیابى به هند و آسیاى میانه ، در دوران قاجار کشور ما را به قلمرو نفوذ و اسـتـیـلاى بـیـگـانـگـان تـبـدیـل کـرده بـود و در آن دوران پـر هـیـاهـو، حـکـومـت ایـران کـه فـاقـد ابـتـدایـى تـریـن اصـول فـرمانروایى بود. دربار قاجار، نه تنها از مردان بزرگ و سیاستمداران کار کشته نمى توانست استفاده کند، بلکه اگر کسى هم به کارى یا حرکتى بر مى خاست ، بزودى زیر چرخهاى ماشین خودکامگى شاه له و نابود مى شد.
مـیـرزا ابـوالقاسم قائم مقام از رجال بزرگ ادب و سیاست ، فرزند میرزا عیسى قائم مقام فراهانى از آن گروه انگشت شمار عهد قاجارى است که به تدبیر، دانش ، لیاقت و قابلیت سیاسى و میهن دوستى نامدار است .
قائم مقام، صدراعظم محمد شاه بود و قلمروى که براى اختیارات خود و شاه تعیین کرده بود، نشان مى دهد که وى با آگاهى و اشرافى که نسبت به اوضـاع دربـار و سـازمـان حـکـومـتـى داشت، مى خواست که شاه فقط آقایى و احترام و تاج و تخت و ضرب سکه را در انحصار داشته باشد و نصب و عـزل و رتـق و فتق امور دولت و دادن و گرفتن مواجب و منصب را در مجلس ‍ وزارت صورت دهد. بى تردید شیوه اصلى و اصولى کار چنان ایجاب مى کرده که قائم مقام مى اندیشیده و به کار مى برده است . اما کاربرد آن در دربار شاهان قاجار فاقد کارآیى لازم بود.

 

محیط تربیت امیر کبیر
مـیـرزا تـقـى خـان، پـسـر کـربـلایـى مـحـمـد قـربـان فـراهـانـى، مـلقـب بـه اتـابـک اعـظـم و امـیـر نـظـام و امـیـر کـبـیـر، از بـزرگـتـریـن رجـال سـیـاسـى دو قـرن اخـیـر ایـران و از بـزرگـتـریـن وزراى ایـران در دوره اسـلامـى بـود کـه در حـدود سـال 1223 ه‍ ق در خـانـواده اى از طـبـقـات پـایـیـن بـه دنـیـا آمـد و در دامـان یـکـى از بـهـتـریـن و اصـیـل تـریـن خاندان آن روز ایران، تربیت یافت و رشد کرد. پدرش از اهالى قریه هزاوه شهرستان اراک بود و به مناسبت اینکه هزاوه در مجاورت فـراهـان، زادگـاه خـانـواده بـزرگ قائم مقام قرار داشت، پدرش در سلک نوکران میرزا عیسى قائم مقام در آمد و به مقام آشپزى رسید و در زمان میرزا ابوالقاسم صدراعظم محمد شاه، مقام نظارت بر آشپزخانه را احراز کرد و در اواخر عمر قاپوچى  قائم مقام شد. تمام این سمت ها ایجاب مى کـرد کـه کـربـلایـى مـحـمـد قـربـان بـا خـانـدان قـائم مـقـام حـشـر و نـشـر داشـتـه بـاشـد و طـبـعـا پـسـر او هـم بـا اطـفـال خـانـواده قـائم مـقـام در تـماس نزدیک باشد. این وضع خاص که براى میرزا تقى خان از دوران کودکى پیش آمد، براى تربیت یک فرد لایق و صـاحـب جـنـبـه هـاى مـختلف بسیار مؤ ثر بود. زیرا چنین فردى، چون از طبقات پایین و محروم اجتماع است، به خواسته ها و افکار طبقات پایین مملکت آشـنـاسـت و از سـوى دیـگـر، بـا خـانـدانـى کـه سـررشـتـه امـور مـلت و مـملکت و سیاست کشور در آنجا متمرکز است حشر و نشر دارد و قهرا با ریشه مسائل جارى مملکت آشنا مى شود.
چـنـیـن فـردى، حـتـى اگـر از اسـتـعـداد و شـعـور عـادى هـم بـرخـوردار بـاشـد، یـک مـعـجـون جـالب تـوجـه و مـنـشـاء آثـار مـخـتـلف و در عـیـن حال گرانبها از آب در مى آید، تا چه رسد به شخص امیر کبیر که به اعتراف دوست و دشمن از نظر استعداد و شعور، از نوابغ جهان بوده است .
((گویند امیر در کودکى که ناهار فرزندان قائم مقام را مى آورد، براى بازبردن ظروف در حجره ایستاده، آنچه معلم به ایشان مى آموخت، فرا مى گـرفـت. تـا روزى قائم مقام به آزمایش پسرانش آمده هر چه از آنان پرسید، ندانستند اما امیر جواب داد. قائم مقام پرسید: تقى تو کجا درس خوانده اى؟ عرض کرد: روزها که غذاى آقازاده ها را آورده، ایستاده مى شنودم . قائم مقام انعامى به او داد، نگرفت و گریه کرد. بدو فرمود چه مى خواهى؟ عـرض کـرد: بـه مـعـلم امـر فـرمـایـیـد درسـى را کـه بـه آقـازاده هـا مـى دهـد بـه مـن هـم بـیـامـوزد. قـائم را دل سوخت . معلم را فرمود تا به او نیز بیاموزد.))
بـدین ترتیب میرزا تقى خان زیر مراقبت مستقیم معنوى و فرهنگى میرزا ابوالقاسم قائم مقام قرار گرفت و میرزا رگه هاى بس نیرومندى از استعداد و هـوش و قـابـلیـت را در وجـود ایـن آشـپـززاده کـشـف کـرده بـود و از ایـن رو در بـارورى و تـربـیـت او مـراقبتى در حد فرزندان و برادر زادگان خود مبذول داشت .
دوران کـودکـى و جـوانـى میرزا تقى خان زیر نظر و تربیت قائم مقام سپرى شد. او شیوه هاى منشى گرى و نامه نگارى و صدور احکام دیوانى را از نـمـونـه هـاى قـائم مـقـام مـى آمـوخـت . قـائم مـقـام تـحـریـر و نـگـارش پـاره اى از احـکـام و نـوشـتـه هـا را بـه مـیـرزا تـقـى خـان محول مى کرد. بتدریج کار او در محدوده شغل دبیرى قرار گرفت و از رموز و ضوابط امور ادارى و دیوانى بخوبى آگاهى یافت .

 

شغل استیفا و منشى
در حـوالى سـالهـاى 1243 ه‍ ق امـیـر داخـل خدمت دبیرى و پس از آن وارد در خدمت استیفا شده است و سپس در سلک منشیان رسمى قائم مقام در آمده است، قائم مقام در این دوران در دستگاه عباس میرزا، پسر و ولیعهد فتحعلیشاه سمت وزارت نظام داشته است .

 

انتخاب میرزا تقى خان به عنوان امیر نظام
مسئولیت بعدى میرزاتقى خان ، وزیر نظامى است که در معاونت میرزا محمد خان زنگنه که امیر نظام بوده است، قرار مى گیرد.
امـیـرکـبـیر در اثر حسن سلوک و آشنایى کامل به آداب معاشرت با ماءموران خارجى، توجه عباس میرزاى ولیعهد را جلب کرد و هنگامى که خسرومیرزا فـرزنـد فـتـحـعـلى شـاه را در شـوال 1242 ه‍ ق بـراى پـوزش خـواهـى از قـتـل گـریـبـایـدوف بـه پـایـتـخـت روسـیـه نـزد امـپـراتـور نـیـکـلاى اول مـاءمـور کردند، میرزاتقى خان نیز به همراهى وى اعزام شد. میرزاتقى خان پس از بازگشت از ماءموریت در اثر لیاقتى که از خود نشان داده بود به مقام وزارت نظام آذربایجان رسید و ملقب به وزیر نظام شد.
در سال 1245 ه‍ ق که نیکلاى اول، از شهرهاى گرجستان و قفقاز دیدن مى کرد، به وسیله نامه از محمد شاه قاجار دعوت کرد که به ایروان برود و یـکدیگر را ملاقات کنند. اما محمد شاه چون قصد لشکر کشى به افغانستان و تسخیر هرات را داشت به جاى خود ولیعهد، ناصرالدین میرزا را که در آن مـوقـع بیش از 7 سال نداشت و در آذربایجان بسر مى برد، به همراهى چندتن از مردان کاردیده روانه ایروان کرد. میرزاتقى خان در این سفر به همراهى محمد خان زنگنه (امیر نظام ) و چندتن دیگر به ایروان رفت و مورد توجه امپراتور روسیه قرار گرفت .
هـمـچـنـیـن در اخـتـلافـات بـیـن ایـران و عـثـمـانـى مـیـرزاتـقـى خـان بـه نـمـایـنـدگـى ایـران بـا دویسـت تـن از افـسـران کـاردیـده و رجـال آزمـوده به ارزروم رفت و مدت چهار سال در این شهر با نماینده دولت عثمانى در حضور نمایندگان دو دولت روس و انگلیس رد مذاکره بود تا اینکه توانست در روز شانزدهم جمادى الثانى سال 1262 (ه‍ ق ) موضوع اختلافات را در طى عهدنامه اى خاتمه دهد و حقوق دولت ایران را در اراضى جانب شرقى ولایت زهاب پایدار سازد.
مـیـرزا تـقـى پـس از مـراجـعـت بـه ایـران دوبـاره بـه پـیـشـکـارى ولیـعـهـد مـنـصـوب گـردیـد و پـس از آنـکـه مـحـمـد شـاه در شـشـم شـوال 1264 ه‍ ق در تـهـران وفـات یـافـت، بـه سـلطنت رسیدن ولیعهد (ناصرالدین میرزا که در تبریز بود) با وجود مدعیان تاج و تقى خان با تـدبیر و تمهید خاص ، نخست ، ناصرالدین میرزا را با تشریفات ویژه اى در حضور کنسولهاى خارجى مقیم تبریز به تخت نشانید و سپس در تهیه مقدمات سفر شاه به تهران بر آمد و شخصا به ترتیب امور قشون پرداخت بطورى که در ظرف مدت چند روز دوازده ارابه توپ و هشت هنگ سرباز و مقدارى تجهیزات آماده کرد و شاه را از تبریز به سوى تهران حرکت داد. ناصرالدین شاه در باسمنج تبریز مقام امارت نظامى را که به میرزا تقى خـان وزیر نظام تفویض و او را به لقب امیر نظام ملقب ساخت و در چمن توپچى به لقب امیرکبیر اتابک اعظم سرافرازش کرد. ناصر الدین شاه در هـیـجـده ذیـقـعده سال 1264 ه‍ ق به تهران رسید و در شب 22 ذیقعده مقام صدارت عظمى را به اختیارات تمام و با یک توپ جامه فاخر و آراسته به مروارید به میرزا تقى خان داد. در این دوران سازمان کشور از هم گسیخته و خزانه دولت در اثر بى کفایتى حاج میرزا آقاسى و عدم توازن هزینه و در آمـد، خـالى شـده بـود، زیـرا بـه واسـطـه اغـتـشـاشـات، بـیـشـتـر مـالیـات نـقـاط مـخـتـلف کـشـور وصـول نـمى شد و مقدارى هم که عاید مى گردید به جیب حکام شهرستانها مى رفت و مبلغ کمى از آنها به مرکز مى رسید و آن مقدار را هم حاجى میرزا آقاسى صرف حفر قناتها و ساختن توپهاى بى مصرف و حقوق گزاف شاهزادگان و درباریان مى کرد. فرمانداران در شهرستانها در نتیجه ضعف حـکـومـت مـرکزى خود را شاهکى مى دانستند و برخى از ایلات و عشایر خود سرى، و از اطاعت حکومت مرکزى سرپیچى مى کردند. نا امنى راهها به حدى رسیده بود که هیچکس نمى توانست با خیال آسوده از شهرى به شهرى برود و حتى عبور و مرور در کوچه هاى تنگ و تاریک پایتخت هم در شب خالى از مخاطره نبود. ارتشاء در کلیه امور به حد اعلى رواج یافته بود.
امـیـر کـه وضـع خـراب و از هـم پـاشـیـده داخـل کـشـور را مـى دانـسـت در مـرحـله اول شـروع بـه تـصـفـیـه دسـتـگـاه دولتـى و عزل و نصب ماءموران کشورى و لشکرى کرد و براى تصدى هر شغلى شایسته ترین و صدیق ترین افراد را انتخاب کرد. بعد از تقسیم کارها به اصـلاح مـالیـه کـشـور پـرداخـت و وقـتـى کـه دفـتـر خـرج و دخـل مـملکتى را بررسى کرد، جمع مخارج را دوکرور (یک میلیون ) تومان بیشتر از درآمد کل کشور یافت . امیر براى توازن دخل و خرج به اصلاحات زیر دست زد:
1- وصل در آمد را از روى ممیزى بطور عادلانه مقرر داشت. برخى از مالیاتهاى بى موضوع را ملغى و در بعضى موارد مالیات جدیدى وضع کرد.
2- از هـزیـنـه هـاى بـى مـورد و حـقـوق گـزاف دربـاریان ، شعرا و شاهزادگان و حتى شاه، تا حدى که ممکن بود کاست. که این امر، موجب خشم غضب درونى آنان گردید و دلها از کینه امیر کبیر پر کرد.
3- از بـخـشـشـهـاى بـى مـورد جـلوگـیـرى و اجـازه نـمـى داد کـه اطـرافـیـان مـتـمـلق شـاه بـه حـیـف و میل بودجه مملکت بپردازند.
4- از دست اندازى شاه به خزانه و جواهرات سلطنتى ممانعت به عمل آورد.
5- هزینه و در آمد کل کشور را بگونه اى تنظیم کرد که در آمد دو کرور تومان بیش از مخارج کشور و این دو کرور تومان براى احتیاط ذخیره شود تا اگر موقعى دولت بخواهد لشکرکشى و یا هزینه هاى اساسى نماید، سیم و زر در خزانه دولت به حد کافى موجود باشد.
بـزودى در سـراسـر ایران امنیتى که نظیر آن کمتر دیده شده بود، برقرار ساخت و دزدى و راهزنى بکلى منسوخ شد. امیر کبیر پس از اصلاح مالیه به اصلاح قشون پرداخت. خودش صبح زود به سربازخانه ها مى رفت و اسلحه و مهمات را بازدید مى کرد.
بـه مـسـاءله صـادرات و واردات توجه کامل کرد و از واردات حتى المقدور کاست و از ورود بیش از حد کالاهاى خارجى جلوگیرى کرد و چون در آن موقع احـتـیـاج بـه مـصـنـوعـات خـارجـى مـثـل امروز نبود، به تاءسیس کارخانه هاى دستى براى رفع احتیاجات کشور همت گماشت . زراعت نیشکر مازندران و خوزستان را توسعه داد و کشاورزان را از پرداخت مالیات معاف داشت .
از اقـدامـات مـهـم دیـگـر تـاءسـیس دارالفنون تهران بود.دیگر از اقدامات امیر تاءسیس روزنامه وقایع اتفاقیه است که به عقیده برخى ، نخستین روزنامه ایست که در ایران انتشار یافته است. اولین شماره این روزنامه در پنجم ربیع الثانى 1268 ه‍ ق هفتم فوریه 1851 میلادى انتشار یافت. این روزنامه تا 10 سال به همین نام منتشر مى شد.
امیر کبیر در امور سیاسى و روابط خارجى اقدامات اساسى را شروع کرد، به وضع سفارتخانه هاى ایران سر و سامان داد و افراد متین و کاردان را بـراى سـفـارت انـتـخـاب کـرد. رفـتـارش بـا سـفـارتـخـانـه هـاى دولتـهـاى بـزرگ در تـهـران طـورى بـود کـه از صـدر اعـظـم و یـک دولت مـستقل و متکى به خود انتظار مى رفت . ورود کشتیهاى جنگى و تجارى روسیه را به مرداب انزلى (بندر انزلى ) ممنوع کرد. سفارتخانه هاى خارجى را از پـنـاه دادن بـه افراد ماجراجو و خطا کار، بر حذر داشت و در مورد هرات و خلیج فارس و مرزهاى غربى ایران اقداماتى شروع کرد و تدابیرى اتـخـاذ نـمـود کـه مـسـلمـا اگـر دسـتـگـاه سـلطـنـتـى، تـبـاه و فـاسـد نـبـود و بـجـاى عـزل و قتل، او را تاءیید مى کرد، اوضاع مملکت ما امروزه غیر از این بود. باید گفت که محیط اجتماعى ایران در آن عصر به واسطه ارتباطى که بین ایران ، روسـیـه ، فـرانـسـه و انـگـلیـس در دوره پادشاهى فتحعلى شاه و محمد شاه حاصل شده بود، تاحدى براى اصلاحات مساعده بود و کشور آمادگى یک تـحـول بـزرگ سـیـاسـى ، اجـتماعى و فرهنگى را داشت . اما اطرافیان پادشاه و درباریان که شرایط حاکم را به نفع خود نمى دیدند، ذهن پادشاه جوان را نسبت به اقدامات امیر کبیر مشوب  مى کردند و امیر با اراده ثابت و محکم و بدون تردید و تزلز به اصلاحات اقدامات خود ادامه مى داد.

سـرانـجـام نـاصـر الدیـن شـاه بـه اغـواى دربـاریـان و اطـرافـیـان خـود و بـا تـحـریـک خـارجـیـان را از صـدارت عـزل و فـقـط عـنـوان فـرمـانـده کـل قـشـون را بـراى او بـاقـى گـذاشـت. چـنـد روز بـعـد او را بـه حـکـومـت کـاشـان مـنـصـوب کـرد و در 25 مـحـرم سـال 1268 ه‍ ق امـیر کبیر را به طرف کاشان حرکت دادند، در حقیقت او را با وضع نامناسبى تبعید کردند. آنگاه تمام عناصر مخالف داخلى و خارجى کـه در زمـان صـدارت امـیـر کـبـیـر در کـمـیـن نـشـسـتـه بـودنـد، دسـت بـه دسـت هـم دادنـد و حـکـم قـتل او را از شاه گرفتند و حاج على خان حاجب الدوله با اینکه امیر کبیر نسبت به او مهربانیهاى بسیار کرده بود، ماءمور اجراى فرمان شد و در روز جمعه 17 ربیع الاول سال 1268 قمرى برابر با 18 دى 1230 شمسى ، ماءموریت خود را در حمام فین کاشان به انجام رسانید.*

* برخی از منابع تاریخ قتل وی را 18 دی نیز اعلام کرده اند

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی